ابو القاسم پاينده
83
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
امپراطورى متعصّب عرب ريخت . جنگ جمل كه نخستين جنگ داخلي اسلام بود به كمك بنى أمية واعتبار عايشه راه افتاد . يعلى بن منبه أموي كه خراجگير عثمان در يمن بود از آن مال كه با خود آورده بود ، مصارف جنگ را داد ، عايشه از آن كينهء ديرين كه با على داشت از غم قتل عثمان كه تا زنده بود أو را به نعثل گداى يهودي مانند ميكرد ، فغان بر آورد وآبروى خويش وسيلهء تحريك كسان كرد وآتش جنگ بيفروخت ودو مسلمان قديمى زبير بن عوام اسدى پسر عمه محمّد ( ص ) وطلحة بن عبيد اللَّه تيمي كه از تركتازى امويان به دوران عثمان خوندل بودند وخلع وى به آرزو ميخواستند واز على تقاضاى حكومت بصره وكوفه يعنى همهء قلمرو ميان خليج فارس وبحر مازندران داشتند واگر صبر ميكردند شايد مييافتند همراه عايشه ، خواه نخواه شايد باين اميد كه تظاهرى مىشود وجنگى نميشود تا بصره رفتند ودر گرما گرم معركه ، مروان أموي ، به انتقام كشتگان بدر ، طلحه را از پشت سر به تيرى زد وكشت « 1 » . وزبير بملامت ضمير خويش از معركه برفت وبيرون ميدان كشته شد . فتح جمل را على كرد اما سود آن را معاوية برد كه تصادم صفين عقب افتاد ومعاوية فرصت تدارك يافت واز آن كشتار خونين جمل ، حميتها بر على بجنبيد وهمهء قبايل خونى به دل يا عمل مؤيد امويان شدند . جنگ صفين تصادم جنوب وشمال بود كه ياران على همه قبايل أنصار جنوبي نژاد وازديان ومراديان ونخعيان يمنى بودند . معاوية بظاهر خون عثمان ميخواست وبه دل كينهء مرگ پدر بزرگ وبرادر وعموى خويش كه در بدر به دست على وهاشميان بخون غلطيده بودند ميجست . سير جنگ نشان داد كه هم خانه محمّد
--> ( 1 ) ابن أبي الحديد